عشق
پ-ن:رتبه ی کنکورم شد۱۶۸
خوب شد شاید هست
دکتر شریعتی
.jpg)
سی-می-می درست مثل سمفونی زیبای باران از آن هم زیباتر..............صدای بی انتهای نگاهت از بارانی ترین گیتار هم خواستنی تر است.........می دانم نت ها ی زیباترین گیتار بارانی صدایش را از چشم های بی انتهایت قرض گرفته و من دلدادگی ام را از قطره های زیبای بارون............
بیا قصه ی صدای نگاهمان را خاطره ای کنیم در گوشه ی زندگی بارانی..........بگذار خاطره ای باشیم ماندگار ........نگذار قصه ی صدای نگاه بی انتهایت حسرتی محزون شود...............
بگذار بگویند همیشه حق با بهار بارانی بود.............و نگاه تو جاودانه ترین خاطره ی ماندگار...................
من که میدانم شبی عمرم به پایان میرسد
نوبت خاموشی من سهل و آسان میرسد
من که میدانم که تا سرگرم و مستم
مرگ ویرانگر چه بی رحم و شتابان میرسد
پس چرا عاشق نباشم ؟؟
من که میدانم به دنیا اعتباری نیست
بین مرگ و آدمی قول وقراری نیست
من که میدانم عجل ناخوانده و بیدادگر
سر زده می آید و راه فراری نیست
پس چرا
پس چرا عاشق نباشم؟؟
من پذیرفتم که عشق افسانه است ... این دل درد آشنا دیوانه است
می روم شاید فراموشت کنم ... با فراموشی هم آغوشت کنم
می روم از رفتن من شاد باش ... از عذاب دیدنم آزادباش
گر چه تو تنها تر از ما می روی ... آرزو دارم ولی عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را ... تلخی بر خوردهای سرد را